تبليغاتX
به نام آفریننده ی غم

به نام آفریننده ی غم

یه عکس توپ

یه آهنگ توپ غمگین و کمیاب

عاشورا چیست؟ تاسوعا چیست؟

جواب این سوال رو نمی تونم بدم، چون هر انسانی برای خودش یه نظری داره من فقط می تونم کمکتون کنم راحت تر درک کنید که عاشورا چیه تاسوعا چیه.

راستش سخته توضیح دادن این که چرا ما هر سال این روز ها رو عذا داری می کنیم اما اگه یکمی اهل دل باشید جوابتونو می گیرید.

عاشورا هم یک کلامه مثل سایر کلمات عربی تاسوعا هم همین طور تنها چیزی که این دو وجه را دگرگون می کنه عشقه. همون چیزی که تا اسمش میاد بعضیا می گن بد این کارا، آخر عاقبت نداره، بسوزه پدر عاشقی، دیگه نمی دونم هر عشقی اسمش عشق نیست هر عاشقیم عاشق واقعی نیست. آره، منظورم یکی از عاشقای کربلاست، یکی از عاشقای دینش، یکی از عاشقای خدا، همونی که واسه خاطر پاک نگه داشتن عشقش از وجودش مایه گذاشت، نه من می فهمم ابوالفضل عباس (ع) کیه نه هیچ کس دیگه، فقط خدا می تونه بفهمه عباس کی بود، عباس آقا به معنای واقعی بود، یه جوون پاک که نظیرش خیلی کم پیدا میشه، این مرد افسانه نیست حقیقته محض، آره سخته فکر کنیم چه طوری میشه یه آدم دستاشو، بدنشو، وجودشو ذره ذره فدای خانواده اش کنه، فدای بچه های تشنه ای که در حسرت که قطره آبن.

اما اگه بدونیم هدفش چی بود جواب دادن راحت تره. خداییش کی تو دوره ی ما که همه عشق ماشین عشق چت عشق دختر و عشق پولن، میاد به خاطر عشقش جونشو بده؟!

شاید بگید خیلی ها! اما جواب من اینه نه اون عشق ها مقدسن نه اون عشق ها و معشوق ها. آره حضرت عباس این کارو کرد؛اما اخه خدا جون مگه میشه بری لب رود از فرط تشنگی دستت رمق آب ریختن تو مشک و نداشته باشه چشمات دیگه مثل ماه نورانی نباشه صورتت خونی همه ی بدنت پر از زخم و تیر باشه اما معرفت داشته باشی و وقتی میای آب بخوری منصرف بشی؟!

والله به خدا این دوره زمونه اگه یه مادر یه روز ناهار نگذاشته باشه همه ی خونه می ریزه به هم به خاطر چی؟: فقط غذا گرم نیست ...

عباس (ع) آب رو ننوشید، چون می دونست بچه های امام حسین (ع) از او تشنه ترن اونا بچٌه هستن آخه ای خدا کجای عالم میشه یا حسین گفت و گریه نکرد؟ اسم امام حسین و به سنگ بگی شیشه میشه می شکنه. آره اونا از دینشون پاسداری کردن. واسه کیا؟ واسه امثال من و شمایی که الان فقط منتظریم عاشورا بشه بریم دسته ببینیم اما از فرداش شروع می کنیم به گناه.

امثال علی اکبر(ع) ها وقاسم ها تو این زمونه کم پیدا میشه این حقیقتی تلخه، چون اگه یکی بود که مقابل این فساد جامعه فریاد می زد دیگه این همه فاسد نداشتیم.

امام حسین (ع) نیومد شهید شه که ما عاشورا تاسوعا بریم براش گریه کنیم یا سینه بزنیم و عذاداری کنیم. این کارا رو نکنیم بهتره وقتی که نمی تونیم پا روی هوس هامون بزاریم وبنده ی تنیم تا بنده ی خدا. ما مشرکیم شرک فقط با پرستش بت ها نیست، شرک ما از بت پرستی هم بد تره، بنده ی هوسیم، هوس.....

نمی خوام با این حرف ها متحول شید اما اگه به حرف های من گوش نمی کنید لا اقل یه لحظه خودتونو بزارید جای کربلاییان ببینید هدفشون از قیام چه بود؟!

جوابش فکر می کنم حالا راحت تره عشق به خدا و عشق به دین عشق به خیر و نیکی.

آره، اونا رفتن ما هم میریم یزیدی ها و معاویه ها هم رفتن اما اسم کی می مونه؟ امام حسین (ع) چون بنده ی تن نبود بنده ی خداش بود فقط برای خداش بود.

عشق به خدا از هر لذتی شیرین تره.

یه کلام ختم کلام:اگه نمی خواید مسجد برید نماز بخونید روزه بگیرید یا ... ، لا اقل به گفته ی امام حسین (ع) آزاده و مرد باشید. ان شاءالله که توانسته باشیم کمی به خودمون بیایم.

امام حسین (ع) مرد دیروز، امروز و فردا نیست امام حسین مرد همیشه است و همیشه...

+ نوشته شده در شنبه 22 بهمن1384 14:16 توسط اشک خدا |


در غم به دنبال شادی مباش ! اشتباست .اشتباهی بزرگ !

روزی که از همه چیز مایوس شدی ... با شادی .هیچ قدمی برداشته نمی شود .

در آن زمان آرزوی مرگ میکنی ... آرزو میکنی باران دردهایت را بشوید و با خود ببرد و تو در سیلاب مرگ .جان دهی...

شادی .پوچی است ! شادی دوری است . شادی زوری است !

شادی همچون درجا زدن است ! عمری شاد باش و بخند ! سرانجام به کجا خواهی رسید؟ اینطور میاندیشی که همه چیز را یافته ای ؟! افسوس بر تو !

آسمان میگرید و تو شادی؟!

باد را هم برافروخته کردی با شادی های پوچ و بیهوده ات ...

دریا را به جنون رساندی ... آری ! بر تو شایسته همان است که با باد به سوی دریا و با دریا به زیر خاک و هستی روی !

تو را هشدار دادم ! شاد مباش و آسوده !

روزی خواهد رسید که درهای شادی بر تو بسته می شوند و تو در پشت درهای بسته فقط گریه سر میدهی ... و تا ادامه ی عمرت فریاد میزنی : من که در کلبه ی بچه های غم خندان بودم .اکنون چرا؟!

پس باید بدانی که زادگان غم........ در شادی .غم را یافته اند .

تمامی راه ها را امتحان کردیم . همه ی راه ها به بن بست رسید  . یک راه ما را رساند به جنگل عشق.در جنگل عشق گشتیم و کلبه ای را یافتیم ...نامش را کلبه ی بچه های غم نهادیم .

راه تو اشتباه است ! اشتباه !

+ نوشته شده در جمعه 14 بهمن1384 0:31 توسط الهه ی غم |


آنان که رفتند کاری حسینی کردند.آنان که ماندند باید کاری زینبی کنند وگرنه یزیدی هستند .

 

عید غدیر هم تموم شد،محرم شروع شد ،عاشورای حسینی هم تموم میشه ،عید نوروزم با همه ی شاد بودنش میاد و میره ،شب روز میشه روزام شب میشن  ،سنٌم  کم کم  میرسه به آخرش.

 

یه نگاه میکنم به گذشته میبینم نه دیگه کار از کار کذشته  نه من شور و حاله قدیم رو دارم نه دیگه کسی  کنارمه همه ی کسایی

که دوستشون داشتم رفتند

 

،فقط خودم هستم با خدای خودم ،اشک توی چشام جمع میشه ،اون موقع میگم خدا منو ببخش ،ببخش که خواستم به کسی خوبی کنم ،ببخش  که کسی رو دوست داشتم ،ببخش که  به همه آدما به چشمه دوست نگاه کردیم،ببخش که خواستم به همه کمک کنم،آن موقع فقط میگم

 

خدا جونم حالا من موندم با یه کوله بار از تجربه های تلخ و شیرین

اون موقع میگم خدایا این همه به داد خلقت رسیدم،سنگ این و اون و به سینه زدم  حالام دیگه میخوام برای تو باشم  میخوام به خاطر صبری که تو داری گریه کنم ،خلاصه باهم باشیم درسته زمونه دور میشه اما آخه عزیزم تو که دور نشودی تو همیشه کنار من بودی

 اما من ندیدمت ،اون موقع یه دفه بغض گلومو میگیره و میگم ؛

 

خدا تو خود خود خود ...............خدایی

+ نوشته شده در چهارشنبه 12 بهمن1384 22:41 توسط اشک خدا |


 

یا حسین ...Crying 1

یا حسین .تویی که خوب همه ی ما رو به عشق خودت دچار کردی .زاده ی غم بودی ما رو بچه ی غم کردی ... تو بودی که کاری کردی با این دله ما که به جای یک ماه .یک عمر برات گریه کنیم .

سلام

  من زاده ی غم هستم .یکی دیگه از نویسنده های این وبلاگ.

خوشحالم از اینکه سعادت همکاری با عطای عزیز رو دارم.

همینطوری که به دفتر خاطراتم نگاه میکنم ... کاغذهایی رو میبینم که جوهر وسطش پخش شده ...یاده اون موقعی میفتم که شبا وقتی که آسمون زار زار برام گریه میکرد ...زیر اندک نور چراغ .خوابیده بر دفتر ...بدبختی هایم را برای همیشه ماندگار میکردم ...

بدبختی هایی که هیچگاه پایانی نداشت و ندارد .آرزویی که داشتم و هیچگاه به آن نرسیدم .آری .من برای همه غصه خوردم ...برای همه چیز ...برای همه کس .حتی آن ناتوان مورچه ایی که بارش از دوشش بر زمین میافتاد .اما دریغا ...دریغ از یک دوست که برای من غصه بخورد    

با این حال هیچ روز و شبی را بی شکر از خدا نگذراندم و همیشه انچه را که داده شکر کردم و هرشبم را با این سوال از او به پایان رساندم : اگر مهتاب نورانی است .پس چرا در شب من حتی ستاره ای نمی درخشد ...؟

محرم نزدیک است  و عشق حسین در دلهای همه ی ما جا داره .من هم ترانه ی راه کربلا را برای شما عاشقان حسین قرار میدهم تا با صدای گرم محسن چاووشی شاید به حسین نزدیک تر شویم.

راه کربلا

تا غمی دیگر از دفتر بی پایان غم ...


اشک خدا

سلام به همه ی کسایی که دوست دارن واسه یه لحظه هم که شده خندشون گریه بشه. آره همون کسایی که از لبخند های الکی خسته شدن همون آدمای کوچیک با دل های بزرگ،انسان های پرفراز و نشیب با دلی سر شار از آرزوهای محال. خدا کنه که حالتون خوب باشه من شاهین هستم

یکی از بچه های پشت صحنه خوشحالم که با همکاری دوستم توانستم یاد کنم از اونایی که همیشه تو کوچه پس کوچه ها زانوشونو بغل می کنن و واسه ی خاطر معشوقشون گریه می کنن همونایی که به درختای کاج پارکها تکیه می زنن و در حالی که بغض گلوشونو آزار می ده فکر می کنن به خداشون که همیشه به یاد اوناست .همون دختر پسرایی که مثل خیلی از ماها آرزوهایی دارن که همشون فقط یه خواب 7پادشاست ...

خوب عزیزان من خیلی باهاتون حرف دارم که باشه برای بعد.کار من تو وبلاگ بیشتر داستان و شعر های باحال با حاله . می تونید همه ی اونها رو بخونید مطمئن باشید اگه گریه نکنید خندتون نمی گیره. اگه نظری پیشنهادی داشتید می تونید برام بنویسید، خیلی خوشحال میشم. راستی حرفای من و دوستام همه حقیقته، شاید نباید تعریف کنم؛ اما خوبیه این وبلاگ اینه که شعار تو کارش نیست ونمی خوایم الکی حرف بزنیم، همه ی داستان ها می تونه درس عبرتی باشه واسه شمایی که می خوایین همیشه شاد باشید.

باتشکر از همتون  ===>      اشک   خدا

داستان در ادامه ی مطلب ((کامل))

 


ادامه مطلب

+ نوشته شده در شنبه 8 بهمن1384 20:38 توسط الهه ی غم |


سلام

ای بی وفا رسم وفا از غم نیاموزی چرا؟        غم باهمه بی گانگی هر شب به من سر می زند

عطا سرکار مونده ی روزگار.

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

امروز می خوام یه سری درد دل هامو بگم یه سری هستن که می گن دوست آدمن اما نیستن ونبودند و نخواهند بود یه روز سر کار موندیم رفیقمون امد گفت ببخشید اس ما شدی مام گفتیم نه بابا این حرفا چیه و...اما از اون روز فهمیدم که نه موضوع به این جاها ختم نمیشه و ما اس روزگاریم خوب دیگه چی میشه کرد بچه ی غم وضعش از این بهتر نمیشه شادی ها مارو کاشتن و عجیب گذاشتن سر کار ولی من آخر کارو می دونم: دیگه شادی بی شادی...

اما سخن های امروزم:

رفیق بی کلک مادر

هیچ وقت فکر نکن خیلی غمگینی و سلطان غمی و بالای دستت بچه ی غم نیومده و... چون همیشه یکی هست که از همه غمگین تره واون عطا بچه ی غمه...

عید غدیر هم تموم شد وباهمه خوبی هایی که داشت دک شد یه غدیر دیگه هم آمدو رفت اما من همچنان وضعم مثل غدیرهای پیشینه.خدامو شاکرم که تا این غدیر زنده بودم

یه نصیحت به شمایی که شادی:تخمه هاتونو بشکنید شادی هاتونو بکنید دیگه داره محرم میاد برای خودتون گفتم وگرنه ما که با این وازه ها آشنا نیستیم وهمیشه محرمیم

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

چت

از این چتی که یه عمر کردیم هیچی به ما نماسید هیچی به هیچی سال 2002 که نشستیم پای نت عشق اینو داشتیم که با یه دختر چت کینیم اما دخترا زرنگ تر از این بودن وآدم رو تو خماری می ذاشتن اما الان خدا مو واسه این که تا الان با دختری دوست نبودم شاکرم بعد با پسرای زیادی چت کردم کلی رفیق پیدا کرده بودم با همه سلام داشتم که یه هو ای دی پاچید بعد با ای دی های دیگه امدم بالا که هیچ کدوم دوام نداشت اما با یه اسم مستعار به نام دیگه_دیگه تو چت روم های شهرمون واسه خودم کسی شده بودم و با گنده تر از خودم می پلکیدم تا این که چت روم ها هم بسته شد دیگه هرچی اد داشتیم همون بود ومن هنوزم در حسرت یک دختر...بعد رفتم توی سایت هاگوارتز دات ای ار عضو شدم وبا مدیراش دوست شدم و اون جا دوستای خوبی پیدا کردم تا این که به من تهمت زدن و دادن مارو هک کردن...

بعدش از هرچی داشتم و نداشتم سلب شدم وتا چند ماه تلفات دادیم خلاصه تا این جای کار ما در اینترنت چیزی واسمون جز یه دوست (شهر دیگه) نداشت هرچند کسای زیادی رو ادد کردم اما یه دوست بدردبخور نداشتم این دوستم(رامتین) هم هنوز که هنوز یه تلفن به ما نداده کاریشم نمیشه کرد نمی خواد نمی ده ولی من موندم اگه ادعای رفاقت می زنن دیگه یه تلفن چیزیه؟

با دختر جماعت چت کردیم هک مون کردن با پسر جماعت چت کردیم بازیمون دادن و خالی بستن که بعدا بیشتر توضیح میدم دخترا که تو خماری مارو گذاشتن پسرایی هم که باهاشون چت کردم همه خوش بودن همیشه خوش آخه کی رو دیدید که روزی 5ساعت بره اینترنت فقط چت کنه (اونم در سال تحصیلی) وبره و تو سایت های مختلف عضو شه هی پست بزنه و هی پست بزنه ...؟یه گله ی دیگه به دوستام چند ماه هستش یه آف میدادم و می گفتم برای همه بفرستید دوستای انلاین که می گفتن فرستادیم در حالی که واسه ی خودمم نیومد یه سری دیگه هم الکی فقط به خودم می دادن اونایی هم که افلاین بودن اصلا مارو حساب نمی کردن خلاصه اینارو گفتم که عمرتونو پای چت ندید ...

نظر یادتون نره از همه ی کسایی که دفعه ی قبل برام نظر گذاشتن متشکرم وبه اونایی که گفتن راجع به شادی بگو باید بگم که کسی که همش با غم سره کار داره نمی تونه که از شادی بگه اما خوب برای شماها که طالب شادی هستید هم یه کارایی می کنم میخوام این وبلاگ و خیلی باحالش کنم منتظر باشید ...وباز هم مرسی

نظر یادتون نره.......!

یا علی خدافظ

+ نوشته شده در سه شنبه 4 بهمن1384 14:37 توسط آدم برفی |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

قرار نبود این جوری باشه اما ...
عطا بچه ی غم
دانشجوی سال اول مهندسی صنایع قزوین



تو اگر در تپش باغ خدا را دیدی

همت کن و بگو ماهی ها

حوضشان بی آب است



و به عبارت دیگر



همان انتظار


صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

یه وبلاگ عشقولانه (معصومه گله)
ترس هرگز (داداش رامتین)
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

مهر 1386

شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اسفند 1385
دی 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384


آرشیو موضوعی

خاطرات
درد دل
غمی از غم ها

نویسندگان

آدم برفی
الهه ی غم
اشک خدا
مسافر شهر غم


پیوندها

:::::::::::::::::::شـیـطـان:::::::
:::معصومه گله:::::::::::::::::::
:::::::::::همزبون تنهایی ها::::
:::::::::تنها ترین شاپرک::::::::
:::موسیقی مرگ::::::::::::::::
::::::::::::یکی از این همه::::::
:::::::باران بهاری:::::::::::::::::
::::::راز آفتاب::::::::::::::::::
::::::::تـــنــــــــــــــها:::::::::
:::غمگین دل شکسته::::::::::
:::طنــــــــــــــــــین:::::::::::::
:::::::::::::آوای بارون::::::::::
::::مریم کویـــــــــر::::::::::::::
::::::::::::::::: ر ی ر ا:::::::::
::::::::::سکوت تنهایی:::::::::
::::سمفونی تاریک::::::::::::::
::::::::::کبوتر شکسته بال::::::
::::انجمن شاعران مرده:::::::::
::::::::محسن یگانه:::::::::::::
::::::::::::موسیقی سنتی::::::
:::آتشکده عشق و معراج:::::::
:::::::::::::::::دریاچه آخر دنیا:::


    تعداد بازديدها:

Night Skin:طراح قالب
POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS