تبليغاتX
به نام آفریننده ی غم

به نام آفریننده ی غم

سلام.

قرار بود دیگه ننویسم اما حیفم اومد که در سال گرد تاسیس وبلاگ مطلبی نزارم. ولی قبل از این که این مطلب رو بخونید ، باید بگم که با در خواست بنده و لطف دوست عزیزم قرار شد مسافر شهر غم وظیفه ی آپ وبلاگ رو به عهده بگیره و از این به بعد هر ماه شاهد 1 مطلب از سوی ایشان خواهید بود.

با تشکر از همه ی کسانی که بنده را در این وبلاگ کمک کردند و با سپاس فراوان از شما عزیزانی که در پست قبلی به بنده و به بچه های غم لطف داشتید و همراه ما بودید...

امروز بچه های غم به خودشون می بالند چون استاد عزیزم لطف کردن و اجازه دادن که شعرشونو در وبلاگ بزارم و این بهترین هدیه بود...

"کابوس"

از وقتش مانده بود که به دنیا آمدم!

و آنقدر بزرگ شدم
که سر زا رفتم !...
دومین آبستنیم

به باکره بودنم ایمان دارد....

تنها شباهتم به بزرگی

دکمه های پیراهنم بود که
با آخرین دندان شیریم افتادند


وقتی 2 سالم شد فهمیدم ...

بی نشان از این نشانه ها در پی چه می گردی ؟

هم آغوشیم با قابله

بعد از 20 سال تمامی ندارد ؟!

این کودک تمامش را
به آسمان بخشیده ...

دنیا دارد از پلک های مادرم می افتد

من از کبوترانی که آبی چشمانش را نمی فهمند بیزارم

اینجا ثانیه ها.....فرسوده ات می کنند

آخر هفته را با آگهی های ترحیم
واقعه بخوان

باید به دست بوس نگاهت اشک روانه کنم ؟!

دیگر از خجالت چشمانت در می آیم !

این شعر پرانتزی ندارد

که نقطه چین های تو را یدک بکشد
اضافات را دیشب
به رفتگر فروختم !

تا حالا 20 سال بزرگتر شدم

و تو ...

این زن هنوز کابوس رفتن تو را خواب می بیند !

من هیچ بلائی بر سر زمین نیاوردم

این اعتراف نبود

اصلا به من چه که
تمام طول هفته را چشم گذاشته ای ؟

من از شبا نه های بی تو
گذر روزهای با تو را
تجربه می کنم
می بینی؟

این سطر ها
هیچ ربطی با روزگارم ندارد

.....

اینها
تعبیر کدام واقعه
کدام کابوس بود؟

"به قلم شاپرک"

 

قدیما دوست داشتم مترسک باشم ، بعد دوست داشتم که اسطوره باشم و در آخر می خواستم عطا 314 باشم ، اما افسوس که من فقط همانی هستم که می نویسم

با تشکر از دوست مهربان و گران  قدرم در وبلاگ شاپرک تنها شاپرک تنها که صمیمانه کمکم کرد.

خداحافظ
پ.ن:
صفحه ی آخر دفترم سفید است

تو برایم کمی خط خطی اش کن

+تولد هنرمند جاودانه ی موسیقی ایران فرهاد مهراد رو به دوست دارانش تبریک می گم( ۲۹ دی) روحش شاد و یادش گرامی باد

+ نوشته شده در سه شنبه 26 دی1385 0:0 توسط آدم برفی |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

قرار نبود این جوری باشه اما ...
عطا بچه ی غم
دانشجوی سال اول مهندسی صنایع قزوین



تو اگر در تپش باغ خدا را دیدی

همت کن و بگو ماهی ها

حوضشان بی آب است



و به عبارت دیگر



همان انتظار


صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

یه وبلاگ عشقولانه (معصومه گله)
ترس هرگز (داداش رامتین)
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

مهر 1386

شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اسفند 1385
دی 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384


آرشیو موضوعی

خاطرات
درد دل
غمی از غم ها

نویسندگان

آدم برفی
الهه ی غم
اشک خدا
مسافر شهر غم


پیوندها

:::::::::::::::::::شـیـطـان:::::::
:::معصومه گله:::::::::::::::::::
:::::::::::همزبون تنهایی ها::::
:::::::::تنها ترین شاپرک::::::::
:::موسیقی مرگ::::::::::::::::
::::::::::::یکی از این همه::::::
:::::::باران بهاری:::::::::::::::::
::::::راز آفتاب::::::::::::::::::
::::::::تـــنــــــــــــــها:::::::::
:::غمگین دل شکسته::::::::::
:::طنــــــــــــــــــین:::::::::::::
:::::::::::::آوای بارون::::::::::
::::مریم کویـــــــــر::::::::::::::
::::::::::::::::: ر ی ر ا:::::::::
::::::::::سکوت تنهایی:::::::::
::::سمفونی تاریک::::::::::::::
::::::::::کبوتر شکسته بال::::::
::::انجمن شاعران مرده:::::::::
::::::::محسن یگانه:::::::::::::
::::::::::::موسیقی سنتی::::::
:::آتشکده عشق و معراج:::::::
:::::::::::::::::دریاچه آخر دنیا:::


    تعداد بازديدها:

Night Skin:طراح قالب
POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS