تبليغاتX
به نام آفریننده ی غم

به نام آفریننده ی غم

سلام. قراره که ماهیت وبلاگ یه کمی تغییر کنه. و برای این که مروری داشته باشیم به گذشته ی 1 سال و نیمه ی وبلاگ ، تصمیم گرفتم با همراهی مدیر وبلاگ ترس هرگز یک جمع بندی از کارهای وبلاگ داشته باشم.
__هدف از ساخت این وبلاگ چی بود؟
هدف من این بود که به آدمای دور و برم روحیه بدم و بگم که غم دارتر از خودشون خیلی ها هستن. و در کنارش با نوشتن خودمم احساس سبکی می کنم.
قانع کننده هست؟
__آره. الان به سوال دوم من هم پاسخ دادی ، که می خواستم بپرسم چرا از غم نوشتی؟
__خب بگذریم. بریم سوال بعدی ، چرا بعضی اوقات از غم به مسائل مذهبی می رسیدی؟
روحیه ی من طوری هستش که با مسائل مذهبی خیلی در ارتباطم. و به نظرم خود ِ این مسائل هم دارای غم هستن.مثلا عاشورا. و در ضمن مومن نباید الکی خوش باشه و همون طور که می دونی پیامبر(ص) هم غمی در صورتشون بوده.(البته اصلا قصد قیاس ندارم)
__خب به نظر من میشه به این مسائل یه جوره دیگه هم نگاه کرد. اون ها سعی و تلاش کردند که پیام خدا را پخش کنند. پیام خدا عشق ، صلح ، صمیمیت بود.
بله اما من دارم سعی می کنم بگم که غم از مذهب جدا نیست. یعنی نمیشه گفت که آدم غمگین آدمه بدی هستش و این غم ها غیر مستقیم به این پیام هایی که اشاره کردی ، مرتبط هستش. مثلا یکی با گفتن از غم عشقی می خاد بگه که آقا جون بی معرفتی بده...
__خب ، تاحدی قانع شدم. فکر نمی کنی یک مطلب ممکن روحیه ی یک آدم ضعیف رو خراب تر کنه؟
ا ِا ِا ِشاید اما نه اون جوری که تو فکر می کنی. من آخر همه ی غم هام و نوشته هام یه دریچه ی امید می زارم.حتی اگه بر خلاف میلم باشه. مثلا متن خدا حافظی 17 آبان ببین...
__بعد از این که من وبلاگ "درد" رو نوشتم ، 5 نفر بهم گفتن وضعیت روحی مناسبی ندارن و حالشون بعد از خوندن اون مطالب بدتر شده.
ببین اون مطالب در عین زیبایی در پشتی نداشت. یعنی کاملا شیب منفی داشت. اما من سعی کردم در نوشته هام یه نقطه ی عطف بین غم و امید باشه.
__ پس یعنی خودت هم موافقی که اگه مطلب از یه حد استانداردی بیش تر جلو بره می تونه اثر منفی داشته باشه؟
بله موافقم. اما گفتم که غم های من با امید ترکیب میشن.حالا شما موافقی؟
__تا اندازه ای ، راستش نه زیاد.مثلا در مورد مطلب آخری شاید ، اما قدیمی ها فکر نمی کنم زیاد این طوری باشه.
در مخفی به دید همه نمیاد!

__نسبت به نوشته هات احساس مسئولیت می کنی؟چرا؟
آره. درسته که من برای دل خودم می نویسم اما ممکنه که یه جوون با حرف های من تحت تاثیر قرار بگیره. حالا این تاثیر می تونه مثبت یا منفی باشه. اما من سعی می کنم  که مثبت باشه.


ادامه مطلب

+ نوشته شده در سه شنبه 26 تیر1386 12:9 توسط آدم برفی |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

قرار نبود این جوری باشه اما ...
عطا بچه ی غم
دانشجوی سال اول مهندسی صنایع قزوین



تو اگر در تپش باغ خدا را دیدی

همت کن و بگو ماهی ها

حوضشان بی آب است



و به عبارت دیگر



همان انتظار


صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

یه وبلاگ عشقولانه (معصومه گله)
ترس هرگز (داداش رامتین)
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

مهر 1386

شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اسفند 1385
دی 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384


آرشیو موضوعی

خاطرات
درد دل
غمی از غم ها

نویسندگان

آدم برفی
الهه ی غم
اشک خدا
مسافر شهر غم


پیوندها

:::::::::::::::::::شـیـطـان:::::::
:::معصومه گله:::::::::::::::::::
:::::::::::همزبون تنهایی ها::::
:::::::::تنها ترین شاپرک::::::::
:::موسیقی مرگ::::::::::::::::
::::::::::::یکی از این همه::::::
:::::::باران بهاری:::::::::::::::::
::::::راز آفتاب::::::::::::::::::
::::::::تـــنــــــــــــــها:::::::::
:::غمگین دل شکسته::::::::::
:::طنــــــــــــــــــین:::::::::::::
:::::::::::::آوای بارون::::::::::
::::مریم کویـــــــــر::::::::::::::
::::::::::::::::: ر ی ر ا:::::::::
::::::::::سکوت تنهایی:::::::::
::::سمفونی تاریک::::::::::::::
::::::::::کبوتر شکسته بال::::::
::::انجمن شاعران مرده:::::::::
::::::::محسن یگانه:::::::::::::
::::::::::::موسیقی سنتی::::::
:::آتشکده عشق و معراج:::::::
:::::::::::::::::دریاچه آخر دنیا:::


    تعداد بازديدها:

Night Skin:طراح قالب
POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS