|
قال الامام المهدی (ع) : فما یحبسنا عنهم الا ما یتصل بنا مما نکرهه. خدا حافظ همین حالا + نوشته شده در پنجشنبه 30 شهریور1385 23:19 توسط اشک خدا |
سلام شايد اين مطلب آخرين مطلب من باشه ، تو همين وبلاگ چيز هايي رو شاهد بودم كه هزار بار آرزو مي كردم كاش اصلا بلاگفا اجازه ي ساخت اين وبلاگ رو به ما نمي داد. بگذريم، اين حرف هايي كه امروز مي خوام بزنم همش درد دلي با امام زمان (عج) هستش كه احساس كردم جاش خالي تر از هميشه است. فردا روز ميلاد حضرت علي (ع) است و او هم داره ما رو نگاه مي كنه. شايد واقعا ديگه حتي فرشته ها و اماما و پيامبران هم از شدت ظلم و گناه تو اين دنيا خسته شدند و به قول معروف صبرشون سر اومده. شايد ايوب نبي هم با اون همه صبرش ديگه در برابر شدت شدت گناهان دنيوي كه از بالاي آسمونا داره مي بينتشون تسليم شده. نمي دونم چرا دنيا اين طوري شده ، بي سانسور حرف هامو مي زنم. هر پارك و كافي شاپ و كافي نتي و حتي كوچه و خونه اي رو كه مي بيني توشون يه دختر و پسر نامحرم دارن دل و قلوه مي دن و مي ستونن. اين حرفا رو كه مي زنم شايد به يه سري بر خوره. شايد بعضي ها فكر كنن من عضو گروه حزب الله لبنان هستم ، نه بابا اگر عضو حزب الله بودم كه خوب بود لااقل يه تير از تفنگ يه اسرائيلي يه متجاوز و بيگانه سينمو مي شكافت ، اين خيلي بهتر بود تا اين كه حرف هاي دوستام و همه ي مردمم كه تازه غريبه نيستن سينمو چاك بده. من هم مثل همه ي جوون ها هستم. 16 سالم هنوز تموم نشده ، منم دوست دارم با يه دختر خوب دوست باشم با هم درد و دل كنيم اما الان كه بيش تر فكر شو مي كنم يه شعر بيش تر به ذهنم نمي رسه و اونم اينه كه " در جواني پاك بودن شيوه ي پيغمبريست------------------ور نه هر گبري به پيري مي شود پرهيز گار" ما آدماي زميني فقط بلديم تظاهر كنيم ، تا وقتي كه تنهاييم همه جور گناه مي كنيم و بعدشم انتظار داريم بهترين آدماي تاريخم بشيم ، مي دونيد نه دختر واسه پسر و نه پسر واسه دختر نمي تونن باعث افتخار بشن تنها چيزي كه افتخار محسوب ميشه فقط خداست ، محمد (ص) است ، علي (ع) است ، حسن (ع) است ، حسين (ع) است و فاطمه (س) است. آره اين شخصيت ها ي بزرگ افتخار ما مسلمونا هستن . بيش تر از هر كس ديگري توي امتحاناي سخت قرار گرفتند و پيروز و سر بلند خارج شدند. حضرت يوسف (ع) تو شرايطي سخت از دست زليخا كه با زيباييش هر مردي رو تحت تاثير قرار مي داد، فرار كرد تا دامن پاكش آلوده به گناه نشه. ((بعد من و شما ميايم به دختر تيكه مي ندازيم و دختره هم با بي شرميه تمام مي خنده و مام عشق مي كنيم که طرف خندیده یا چقدر با مزه ایم بعدشم میفتیم دنبال یارو و ... "بچه غم")) حالا امثال من و شما اظهار پاكي مي كنيم با وجود اين كه حتي حرف هامون بوي دروغ و كينه ميده، دوره، دوره ي بدي شده. بار ها از خدا خواستم كه اي كاش تو دوره ي پيامبرو يا يكي از ائمه و امامان به دنيا مي آمدم لااقل شيريني كلام آن بزرگواران رو دل و جوونمون تاثيري مي ذاشت و شايد سر نوشت شومي كه حالا و سال هاي ديگر در آن دنيا در انتظارم است در زمان زمان آن مردان خدا در انتظارم نبود. نمي دونم شايد اين حرف ها بهم وحي شده قبلش كه وضو گرفتم.اما كلام آخر كه بحث بي نتيجه نمونه. اين حرف هارو همش خطاب به آقا مهدي موعود(عج) مي زنم و اين آخرين جمله ي منه:" اي مهدي مي دانم كه تو هم مثل خيلي از ما ها منتظري كه بساط گناه و ظلم از زمين كنده شود و فرمان روايي هميشگي را بدست گيري، تو تنها كليد زندان سينه هاي غبار آلود ما هستي بيا و اين زندانيان را آزاد كن" "شايد اين جمعه بيايد، شايد..." دانلود آهنگ جمعه با صدای محسن یگانه دانلود آهنگ حس غریب علی لهراسبی به اميد روزي كه ديگه بچه ي غمي روي زمين نباشه يا خدا خدا نگهدار + نوشته شده در دوشنبه 16 مرداد1385 16:56 توسط اشک خدا |
عاشورا چیست؟ تاسوعا چیست؟ جواب این سوال رو نمی تونم بدم، چون هر انسانی برای خودش یه نظری داره من فقط می تونم کمکتون کنم راحت تر درک کنید که عاشورا چیه تاسوعا چیه. راستش سخته توضیح دادن این که چرا ما هر سال این روز ها رو عذا داری می کنیم اما اگه یکمی اهل دل باشید جوابتونو می گیرید. عاشورا هم یک کلامه مثل سایر کلمات عربی تاسوعا هم همین طور تنها چیزی که این دو وجه را دگرگون می کنه عشقه. همون چیزی که تا اسمش میاد بعضیا می گن بد این کارا، آخر عاقبت نداره، بسوزه پدر عاشقی، دیگه نمی دونم هر عشقی اسمش عشق نیست هر عاشقیم عاشق واقعی نیست. آره، منظورم یکی از عاشقای کربلاست، یکی از عاشقای دینش، یکی از عاشقای خدا، همونی که واسه خاطر پاک نگه داشتن عشقش از وجودش مایه گذاشت، نه من می فهمم ابوالفضل عباس (ع) کیه نه هیچ کس دیگه، فقط خدا می تونه بفهمه عباس کی بود، عباس آقا به معنای واقعی بود، یه جوون پاک که نظیرش خیلی کم پیدا میشه، این مرد افسانه نیست حقیقته محض، آره سخته فکر کنیم چه طوری میشه یه آدم دستاشو، بدنشو، وجودشو ذره ذره فدای خانواده اش کنه، فدای بچه های تشنه ای که در حسرت که قطره آبن. اما اگه بدونیم هدفش چی بود جواب دادن راحت تره. خداییش کی تو دوره ی ما که همه عشق ماشین عشق چت عشق دختر و عشق پولن، میاد به خاطر عشقش جونشو بده؟! شاید بگید خیلی ها! اما جواب من اینه نه اون عشق ها مقدسن نه اون عشق ها و معشوق ها. آره حضرت عباس این کارو کرد؛اما اخه خدا جون مگه میشه بری لب رود از فرط تشنگی دستت رمق آب ریختن تو مشک و نداشته باشه چشمات دیگه مثل ماه نورانی نباشه صورتت خونی همه ی بدنت پر از زخم و تیر باشه اما معرفت داشته باشی و وقتی میای آب بخوری منصرف بشی؟! والله به خدا این دوره زمونه اگه یه مادر یه روز ناهار نگذاشته باشه همه ی خونه می ریزه به هم به خاطر چی؟: فقط غذا گرم نیست ... عباس (ع) آب رو ننوشید، چون می دونست بچه های امام حسین (ع) از او تشنه ترن اونا بچٌه هستن آخه ای خدا کجای عالم میشه یا حسین گفت و گریه نکرد؟ اسم امام حسین و به سنگ بگی شیشه میشه می شکنه. آره اونا از دینشون پاسداری کردن. واسه کیا؟ واسه امثال من و شمایی که الان فقط منتظریم عاشورا بشه بریم دسته ببینیم اما از فرداش شروع می کنیم به گناه. امثال علی اکبر(ع) ها وقاسم ها تو این زمونه کم پیدا میشه این حقیقتی تلخه، چون اگه یکی بود که مقابل این فساد جامعه فریاد می زد دیگه این همه فاسد نداشتیم. امام حسین (ع) نیومد شهید شه که ما عاشورا تاسوعا بریم براش گریه کنیم یا سینه بزنیم و عذاداری کنیم. این کارا رو نکنیم بهتره وقتی که نمی تونیم پا روی هوس هامون بزاریم وبنده ی تنیم تا بنده ی خدا. ما مشرکیم شرک فقط با پرستش بت ها نیست، شرک ما از بت پرستی هم بد تره، بنده ی هوسیم، هوس..... نمی خوام با این حرف ها متحول شید اما اگه به حرف های من گوش نمی کنید لا اقل یه لحظه خودتونو بزارید جای کربلاییان ببینید هدفشون از قیام چه بود؟! جوابش فکر می کنم حالا راحت تره عشق به خدا و عشق به دین عشق به خیر و نیکی. آره، اونا رفتن ما هم میریم یزیدی ها و معاویه ها هم رفتن اما اسم کی می مونه؟ امام حسین (ع) چون بنده ی تن نبود بنده ی خداش بود فقط برای خداش بود. عشق به خدا از هر لذتی شیرین تره. یه کلام ختم کلام:اگه نمی خواید مسجد برید نماز بخونید روزه بگیرید یا ... ، لا اقل به گفته ی امام حسین (ع) آزاده و مرد باشید. ان شاءالله که توانسته باشیم کمی به خودمون بیایم. امام حسین (ع) مرد دیروز، امروز و فردا نیست امام حسین مرد همیشه است و همیشه... + نوشته شده در شنبه 22 بهمن1384 14:16 توسط اشک خدا |
آنان که رفتند کاری حسینی کردند.آنان که ماندند باید کاری زینبی کنند وگرنه یزیدی هستند . عید غدیر هم تموم شد،محرم شروع شد ،عاشورای حسینی هم تموم میشه ،عید نوروزم با همه ی شاد بودنش میاد و میره ،شب روز میشه روزام شب میشن ،سنٌم کم کم میرسه به آخرش. یه نگاه میکنم به گذشته میبینم نه دیگه کار از کار کذشته نه من شور و حاله قدیم رو دارم نه دیگه کسی کنارمه همه ی کسایی که دوستشون داشتم رفتند ،فقط خودم هستم با خدای خودم ،اشک توی چشام جمع میشه ،اون موقع میگم خدا منو ببخش ،ببخش که خواستم به کسی خوبی کنم ،ببخش که کسی رو دوست داشتم ،ببخش که به همه آدما به چشمه دوست نگاه کردیم،ببخش که خواستم به همه کمک کنم،آن موقع فقط میگم خدا جونم حالا من موندم با یه کوله بار از تجربه های تلخ و شیرین اما من ندیدمت ،اون موقع یه دفه بغض گلومو میگیره و میگم ؛ خدا تو خود خود خود ............... + نوشته شده در چهارشنبه 12 بهمن1384 22:41 توسط اشک خدا |
|