|
ای بی وفا رسم وفا از غم نیاموزی چرا؟ غم باهمه بی گانگی هر شب به من سر می زند عطا سرکار مونده ی روزگار --------------------------------------------------------------------------------------------------------------- امروز می خوام یه سری درد دل هامو بگم یه سری هستن که می گن دوست آدمن اما نیستن ونبودند و نخواهند بود یه روز سر کار موندیم رفیقمون امد گفت ببخشید اس ما شدی مام گفتیم نه بابا این حرفا چیه و...اما از اون روز فهمیدم که نه موضوع به این جاها ختم نمیشه و ما اس روزگاریم خوب دیگه چی میشه کرد بچه ی غم وضعش از این بهتر نمیشه شادی ها مارو کاشتن و عجیب گذاشتن سر کار ولی من آخر کارو می دونم: دیگه شادی بی شادی... اما سخن های امروزم: هیچ وقت فکر نکن خیلی غمگینی و سلطان غمی و بالای دستت بچه ی غم نیومده و... چون همیشه یکی هست که از همه غمگین تره واون عطا بچه ی غمه... عید غدیر هم تموم شد وباهمه خوبی هایی که داشت دک شد یه غدیر دیگه هم آمدو رفت اما من همچنان وضعم مثل غدیرهای پیشینه.خدامو شاکرم که تا این غدیر زنده بودم یه نصیحت به شمایی که شادی:تخمه هاتونو بشکنید شادی هاتونو بکنید دیگه داره محرم میاد برای خودتون گفتم وگرنه ما که با این وازه ها آشنا نیستیم وهمیشه محرمیم --------------------------------------------------------------------------------------------------------------- از این چتی که یه عمر کردیم هیچی به ما نماسید هیچی به هیچی سال 2002 که نشستیم پای نت عشق اینو داشتیم که با یه دختر چت کینیم اما دخترا زرنگ تر از این بودن وآدم رو تو خماری می ذاشتن اما الان خدا مو واسه این که تا الان با دختری دوست نبودم شاکرم بعد با پسرای زیادی چت کردم کلی رفیق پیدا کرده بودم با همه سلام داشتم که یه هو ای دی پاچید بعد با ای دی های دیگه امدم بالا که هیچ کدوم دوام نداشت اما با یه اسم مستعار به نام دیگه_دیگه تو چت روم های شهرمون واسه خودم کسی شده بودم و با گنده تر از خودم می پلکیدم تا این که چت روم ها هم بسته شد دیگه هرچی اد داشتیم همون بود ومن هنوزم در حسرت یک دختر...بعد رفتم توی سایت هاگوارتز دات ای ار عضو شدم وبا مدیراش دوست شدم و اون جا دوستای خوبی پیدا کردم تا این که به من تهمت زدن و دادن مارو هک کردن... بعدش از هرچی داشتم و نداشتم سلب شدم وتا چند ماه تلفات دادیم خلاصه تا این جای کار ما در اینترنت چیزی واسمون جز یه دوست (شهر دیگه) نداشت هرچند کسای زیادی رو ادد کردم اما یه دوست بدردبخور نداشتم این دوستم(رامتین) هم هنوز که هنوز یه تلفن به ما نداده کاریشم نمیشه کرد نمی خواد نمی ده ولی من موندم اگه ادعای رفاقت می زنن دیگه یه تلفن چیزیه؟ با دختر جماعت چت کردیم هک مون کردن با پسر جماعت چت کردیم بازیمون دادن و خالی بستن که بعدا بیشتر توضیح میدم دخترا که تو خماری مارو گذاشتن پسرایی هم که باهاشون چت کردم همه خوش بودن همیشه خوش آخه کی رو دیدید که روزی 5ساعت بره اینترنت فقط چت کنه (اونم در سال تحصیلی) وبره و تو سایت های مختلف عضو شه هی پست بزنه و هی پست بزنه ...؟یه گله ی دیگه به دوستام چند ماه هستش یه آف میدادم و می گفتم برای همه بفرستید دوستای انلاین که می گفتن فرستادیم در حالی که واسه ی خودمم نیومد یه سری دیگه هم الکی فقط به خودم می دادن اونایی هم که افلاین بودن اصلا مارو حساب نمی کردن خلاصه اینارو گفتم که عمرتونو پای چت ندید ... نظر یادتون نره از همه ی کسایی که دفعه ی قبل برام نظر گذاشتن متشکرم وبه اونایی که گفتن راجع به شادی بگو باید بگم که کسی که همش با غم سره کار داره نمی تونه که از شادی بگه اما خوب برای شماها که طالب شادی هستید هم یه کارایی می کنم میخوام این وبلاگ و خیلی باحالش کنم منتظر باشید ...وباز هم مرسی یا علی خدافظ + نوشته شده در سه شنبه 4 بهمن1384 14:37 توسط آدم برفی |
|