|
به نام تو و به یاد هدیه ات باز می نویسم از سر خط می خواستی کمکم کنی؟ خط کشت را بردار و بگو از زلت تا ذلت چند وجب فاصله است؟ "نگاه" !صبر کن تا چند ثانیه ی دیگر دور برگردان شعرم را نشانت می دهم !تا تو هم فقط به دختر درخت هلو فکر نکنی فکر می کردم که دنیای کوچکی دارم اما نه به این کوچکی (هــــــــه! (...سقف آرزو هایم کلمات آستین بالا زدند دارند حلقه عمو زنجیر باف را خودشان می بافند ...بابا! تو کمی خودت را بالا بکش . . ***** و من برگشتم! در میان چشم های گرد شده و ابروانی که از زیادی جاذبه پایین آمده سرم برای آب حکم !خط عابر پیاده ایست با یک چراغ سبز سکوت مجسمه ها هم بالاخره تمام می شود دانای کل این شعر دارد مرا قرنطینه می کند
پ.ن: ...هنوز من و من ها منتظریم + نوشته شده در سه شنبه 6 شهریور1386 20:3 توسط آدم برفی |
|