به نام تو و به یاد هدیه ات
باز می نویسم از سر خط
و اگر این شعر با چشمانش راه بیاید
هدیه ایست به دختر همان پدر
می دانم این سطر ها نوش دارو نیست اما بخوان
شاید حرف دل تو
حرف دل من
حرف دل ما باشد

"!کاستی های این شعر را بگذارید پای حذف به قرینه ی معنوی"
در روزگاری که گوش بدهکار پیدا نمی شود
خودتان زحمت بکشید و این سطرها را بخوانید
...و عمیق بخوانید تا بفهمید بغض ته گلویم را
!بوی شیر از دهانم پر کشید و. تازه رسیدم به این دوران
به آب سرد که عادتم ندادند ـ دادند؟
نفسم را دارند با طناب می کشند با لا
این دل فقط زخم خبر تو را کم داشت؟
!!...از هدیه ات متشکرم
خدا تو را به سوی خود می خواند
و من اوج می گیرم و به اعماق اندوه می روم
شقیقه ام اسباب کشی می کند
!تو معراج را تجربه می کنی _من شکه می شوم
!سرنوشت ملکه ی مورچه ها با رفتنت عوض شد
...چه برسد به من
!!مطمئن هستم که در این پیاز جایی دارم
دارد پایش می رسد
که بخوانمت پدر
(اجازه می دهی به او بگویم پدر؟(
این جا ، به منی که از گریه فقط بغضش را می دانم
نمره ی قبولی می دهی پدر؟
حالا بروم چراغ جادو پیدا کنم؟
"و به غولش بگویم: حرف من یکیست "برش گردان
یا بروم با این غم خودم را دود کنم
...سبک شوم و تا
راستی تا کجا باید بالا بیایم؟
دلم نمی آید بروم
پلاکی را که بوی یاد تو را می دهد
شکنجه دهم و بگویم برایم از او بگـــــــو
می بینی؟ هنوز غم رفتنت خط کسری برای خودش جور نکرده
چرا می گویند: "تمامش کن"؟
...چشم اندازم جرات می کند و ده ثایه جلو می رود
...و باز تو تو و تو
بگذار ده ثانیه دیگر هم بروم_قبول؟
در راستای همین گذر گاهست
(که هم نوعان زنده ات را می بینم...!! (تو هم می بینی؟
هنوز در عالم یقینم! نه تو تمام می شوی
نه من تمامت می کنم
دارم حافظ را از برای تو حفظ می شوم
نگاه کن ! با محاسبات من
...هنوز امیدی به برگشت هست
ته مانده ی این زندانی ها بماند برای کسی که
!!!خیال آمدن دارد
حرف های من مثل درد هایم تمامی ندارد
"حالا شما هی بگویید: "تمامش کن
من که مردم آزار نیستم
سر خط بعدی بنویسید
"تمام"
:پ.ن
لطفا در این شب های عزیز یه دعای کوچک هم برای دختر نوجوانی که سرطان دارد نفسش را ذوب می کند بکنید.
التماس دعا
+
نوشته شده در سه شنبه 20 شهریور1386 23:3 توسط آدم برفی
|